تبليغاتX
طبال ها -
ما دقیقن منتظر چی هستیم؟

 

سربازها بالاي برجك شب كسل كننده‌اي دارند. براي همين هم هرشب كه به خانه برمي‌گردم مي‌گويند: پيست! ‌و من هر شب سرم را تا جايي كه دماغم و سطح افق زاويه‌ي صفر بسازند بالا مي‌گيرم و نگاه مي‌كنم  به چهره‌ي آفتاب سوخته و چشم‌هايي كه شبيه دو تا نقطه است و دهاني كه درست شبيه يك دي بزرگ شده است و دندان‌هاي زردشان. من هم خنده‌ام مي‌گيرد. از آن خنده‌هاي محبوب من كه يك هه از دماغت مي‌زند بيرون و خودت انگار كه سكسكه كرده باشي مي‌پري بالا. از اين موقعيت بامزه خنده‌ام مي‌گيرم و دلم براي حوصله سررفتنشان مي‌سوزد و فكر مي‌كنم خب چه اشكالي دارد كه او هر شب فقط بگويد پيست و من فقط سرم را بگيرم بالا و فقط بخنديم به هم؟!

 

 

+  87/07/06 21:54   آتفه   |