تبليغاتX
طبال ها
ما دقیقن منتظر چی هستیم؟
بوی گند می زند از در و دیوار دستشویی بیرون. پشت در سه تا دستشویی که یکیشان فقل ندارد یکیشان هم شلنگش خراب است چند نفری ایستاده اند. یک نفر هم توی همان وضعیت چسبیده است به آینه و مداد می کشد زیر چشمش. یک نفر هی داد می زند: " نسرین! دیرمه! بدو" انقدر این را می گوید که تا نسرین می آید بیرون می گوید : " حالا واقعن دیرته؟!"

- بابا بخ....

حرفش را قطع می کند و می رود از چارچوب در چوبی بیرون. کله اش را می آورد تو. داد می زند و می گوید:

- " آخیش! حالا می تونم بگم. بابا بخدا دیرمه! بدو!"

+  86/11/06 18:48   مریم کاظمی  | 

کتابخانه خوانیهایم با اینکه خیلی هم نمی خوانم پر از لحظه ها و حرف های جدید است. پر از آدم های بدبخت و با مزه! دنیایی داریم پشت آن میزهای کسل کننده و آرامش قبل از کنکور! 

+  86/11/04 19:2   مریم کاظمی  |